شما چرا ؟
چند روز پیش به دوستی میگفتم اینروزها دیگر قدیمیهای سینما هم رویشان نمیشود فیلمی بسازند و از چارتا جامپکات و اسپیلیتاسکرین و یهدونه پلان-سکانس و ... اینا استفاده نکنند وقتی فنچ/چولکهایی مثل ما که هنوز داریم به پوستهی تخم نوک میزنیم ، تمام مخیلهمان از تکنیک ، انباشته از همین پشتک/واروهاست ...
توی قسمتی از بیانیه هیت داوران جشنواره فیلم کوتاه آمده بود : از جسارت شما جسور شدیم و ... ! (واویلا)
خدا کند معنیش این نباشد که مشق امثال ما که ذکرش رفت را رونویسی کنید .
خدا کند برداشت ما و شما - با آن همه قدمت و دک و پز – از فیلمهای خارجکی که میبینیم یکی نباشد و الی وای به حال ما و وای به حال شما و وای به حال همهمان !
تناسب و پس و پیش زمینه و پشتوانهی تئوریک استفاده از همچین تکنیکهایی هم کلاً بیخیال .
فقط اینکه ما که حالمان معلوم است ، شما چرا ؟
شما دیگر چرا ؟
چیزی که در نقد منتقد و تفسیر مفسر ، جایگاه داشته باشه ، به نظرم نمیتواند در خود اثر جایی بیابد .
محتویات درون یک اثر ، باید ، دلالتگر بر محتویات محیط آن اثر باشد .
لُب مطلب اینکه نان منتقدین و مفسرین را آجر نکنید با این رُکگوییها و زل زدن در چشم ملت و مقالهخوانی ، به مثابه سیلیزنی بر صورت ایشان .
مثال :
اگر قرار است مسئلهای مشابه این =>
"طلاق در غرب مساویست با تقسیم همه چیز اما در ایران - عقبافتاده و جهانسومی – دهن زن - بیپناه مظلوم - سرویس میشود"
در فیلمی مثل "خونبازی" مطرح شود ، نیاییم و مستقیماً در دیالوگی تئوریک و تیتروار عیناً هماین جملات را بگنجانیم !
بله بهتر است موقعیتی خلق کنیم که دلالتگر این پیام و تعهدی باشد که چهار نویسنده کت و کلفت این فیلم – رخشان بنیاعتماد ، محسن عبدالوهاب ، فرید مصطفوی و نغمه ثمینی عزیز – بر شانههایشان سنگینی میکند .
یا اگر انتقال چنین پیامی جزو دغدغههای فرعیست و خارج از خط و فضای داستان ، خب چه بهتر که اصلاً حذف شود و در جایی دیگر و در ظرف خود مطرح شود تا بهاین صورت و در چنین فیلمی .
یکی از مهمترین نکاتی که اکثر هنرمندان و روشنفکران تو این مملکت بهش بیتوجهاند پرهیز از خطبهپردازی و روضهخوانیست !
جالب که همهمان هم ناله به آسمانها و زمین داریم از دو فعل مذکور در مابعد انقلاب .
یکی نیست بگوید شما دیگر چرا ؟
یاد تابلوی عاقبت نسیه فروشی می افتی . طرف فکر کرده بود هر چی داشته و نداشته مفتی حراج کرده . اما این چشمه سال هاست که داره می جوشه . چه قبل من و چه بعد شما . زت زیاد .