لبخند معنیدار،
نگاه معنیدار،
سکوت معنیدار،
چیزهای مشمئز کنندهتری هم هست؛
کسی که تصور میکند کاری با معنا انجام داده.
سینما وریته، به تعبیری ثبت دنیای واقع است، ولی در عین حال مثل هر فیلمی، این فیلمساز است که باید مواد اولیه خود را انتخاب و سازماندهی کند. فیلمساز نه تنها موضوع را بلکه رویدادهایی را هم که باید فیلمبرداری شوند، انتخاب میکند. فیلمساز سینما وریته در عین حال باید در سر بزنگاه تصمیم بگیرد که فیلمبرداری از کجای صحنه شروع شود، چه چیزی درون قاب باشد، و چه صدایی ضبط شود. انتخاب به مرحلهی تدوین هم کشیده میشود: فیلم 80 دقیقهای دبیرستان از بیش از 40 ساعت فیلم اولیه دستچین شده است. این انتخابها مانع از این میشوند که فیلم ثبت تمام و کمال واقعیت باشد.
*دبیرستان را فردریک وایزمن ساخته است.
اتوبوس شب تا دو/سوم نفسگیر و عالی و بعد در حد سریالی آبکی. فیلمی که واقعاً تباه شد.
پابرهنه در بهشت خوب بود اما قانع کننده نه.
آرامش در میان مردگان سردستی و ضعیف.
گوشواره روایتی بی در و پیکر از ادغام چهار داستان مرادی کرمانی، پر از چالهچوله و گاف+یک اکبر عبدی که خودش هم شاید نداند چطوری سر از این فیلم و نقش درآورده ...
خونبازی را هم قبلاً دیده بودم
جشنواره
سال پیامبر اعظم، شتابزدهگی. ذوقزدهگی، خایهمالی. هبوط فیلمنامه. ترکمون. تریپ: حرفهایبازی. ترمال. بی سر و ته. حیفنون. جاکشا. مطرح شدن و هم از این دست ...
کُلاً رغبتی پیدا نشد پول بیشتری خرج این سینما کنم.
همان فیلم کوچولوی درپیت خودم را عشق است. راستی سرهمبندیش کردم اگر کسی مایل بود با کمال میل و بیمنت بهش میرسانم. توقع نقد هم ندارم! در مورد اسمش هم هنوز مطمئن نیستم- یعنی بدون اسم است فعلاً ... از پیشنهاد شما استقبال میکنم.
بعبعبع
مهئهععععه
عین اُلاغچههندی میرم، مییام.
- اینجا طویله!
صدایم را از همینجا شنیدهاید.
پُست:
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشقهای نهان
و شگفتیهای بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
با من
پیپُست:
سکوتی خالی، خاص کلاغان
حقیقت سکوتم،
خاموشی است و تاریکی
- مثل اُتاق
کاش میتوانستم کمی خفهخون بگیرم
افسوسا که ناچارم به اینگونه زیستن
تگری زدن
واژها
از بینی و دهانم دم گرفتهاند، که بیایند
از حبس
با علم به دگردیسی همارهی مفاهیم،
این همان سکوت است که بازمیشکنم
همان سیرهی پیشین
نه که فکر کنید قیل و قال از سر گرفتهام.
کسی ایدهای دارد؟ حتماً باز باید آن پتیشن مضحک احمقانه را امضا کنیم؟ (اصلاً جز در یکی دو مورد تصادفی ثمری داشته تا حالا؟) به هر حال چه کار میشود کرد؟
در این وضعیت تحریمهای از هر طرف و با سر توی دیوار رفتن احمدینژاد، که میبایست حداقل در داخل جلب اعتماد کند، روی خوش به اقشار مختلف نشان دهد و ... چه سادهلوحم من.
اصلاً نمیدانم چه بنویسم. راستش میخواستم دیگر چیزی توی وبلاگ ننویسم. اما زورم آمد. دردم گرفت و به احساس حقارت و بدبینی و به پوچیهایم افزوده شد.
نمیدانم به جز دادن چندتا لینک و اطلاعرسانی- با دانستن اینکه بیاثر است- چه میشود کرد.
متاسفم که آخرین مطلب وبلاگنویسیام اینطوری شد.
سه تن از فعالان جنبش زنان دستگیر شدند.
پینوشت: اگر لینک دادهاید شرمندهام که زحمت حذف کردنش به گردنتان است.
هنر سینما
متنی که در ادامهی مطلب میآید را از کتاب "هنر سینما" آوردهام. عصارهای تیتروار از بخشهایی از این کتاب حجیم و قطور (حدود 500-600 صفحهی A4) که کریستین تامسون و دیوید بوردول آن را نوشتهاند و فتاح محمدی هم آن را ترجمه کرده و توسط نشر مرکز منتشر شده با قیمت 98500 ریال. البته دنبالهای هم دارد به نام تاریخ سینما که توسط روبرت صافاریان ترجمه شده- از همین نویسندگان و همین انتشارات در ایران.
من سعی کردم قسمتهایی را انتخاب کنم که به درد فیلمبینها بخورد. منظورم آنهاییست که اهل سینما نیستند اما میخواهند به چیزی غیر تلویزیون پناه ببرند. چیزی که کمی بیشتر برایشان احترام قائل باشد. امیدوارم.
پینوشت: قصد دارم از این به بعد از اینطور مطالب سینمایی بیشتر اینجا بگذارم. مطالب مشابهی هم در وبلاگ قبلیم دارم که به تدریج به اینجا منتقل میکنم، به علاوهی چند مطلب دیگر.
فيلم داستاني WANTED به كارگردانی کاوه مظاهری در برنامه اين هفته نمايش فيلم کوتاه مجتمع فنی تهران به نمايش درمیآيد.به نقل از پایگاه خبری فیلم کوتاه(البته در منبع خبر دی ماه ذکر شده که اشتباه است)
یاد تابلوی عاقبت نسیه فروشی می افتی . طرف فکر کرده بود هر چی داشته و نداشته مفتی حراج کرده . اما این چشمه سال هاست که داره می جوشه . چه قبل من و چه بعد شما . زت زیاد .