خب ستایش کنیم این خرد گاگول رو دیگه .
یه کم طولانیه . راجع به این که میخوام رای بدم فلسفه بافتم . ممکنه حوصلهتون سر بره .
امروز یهو یاد روزی که به احمدینژاد رای دادم افتادم – بله ! من هم مرتکب این حماقت شدم ، البته اون روز فکر میکردم کار درستی دارم میکنم . ناخودآگاه بغض گلوم رو گرفت . باز سرخ شدم – نمیدونم این چه مرضییه که وقتی یه نفر علناً دروغ میگه من به جای اون سرخ میشم .
اما بگم من کاملاً جوگیر نشدم اون روز و برای خودم دو سه تا استدلال عمده داشتم . اول اینکه با خودم فکر کردم به هر حال به هر کدوم از این کاندیداها که بخوام رای بدم مطمئناً هیچکدوم دستاوردهای – موکداً فرهنگی منظورمه – خاتمی رو پایمال نخواهد کرد و حتی از طرف مردمی هم مجبور خواهد بود که همون روند رو ادامه بدن . باور کنید فکر نمیکردم یه عقبافتادهای بیاد و اوضاع رو برگردونه به قبل از رفسنجانی (!!!) و مردم هم براشEX بترکونن .
دوم اینکه تو بحثای داغ اون روزا میدیدم به جای نقد و نظر اصولی همه گیر دادن به قیافه و لباس و کلاً ظاهر کریهالمنظر این دجال و رسماً چرت و پرت میگن . این منو تحریک کرد !
این عوامفریب اُمُل کلی شعار داد که من به فلان و بهمان کاری ندارم و میخوام بیام اقتصاد رو درست کنم و ... خب منم هالووو آی هالووو ... تازه میخواستم رفسنجانی (که رحمت خدا بر او با این اوضاع فعلی) هم رای نیاره !
به هر حال من باز هم پای صندوق میرم و امیدوارم بینش خاتمی به تدریج و اینبار بهتر از قبل برگرده ... معلوم نیست تا کی باید واسه اون رای تومون بدم . مرد باید تومون بده دیگه .
همیشه به نزدیکانم گفتم من با تحریم و براندازی و انقلاب دوباره و این چرت و پرتا شدیداً مخالفم . نمیدونم تا کی باید تاوان انقلابها و براندازیها رو داد ؟ تا کی باید این مردم منقلب باشن ؟
مرده شور اون طراحهای تبلیغاتی اصلاحطلبها رو هم ببره که با جلف بازی امثال من حرفهای رو تحریک میکنن و رگ آنارشیستیم رو بیدار .
نزدیک سی سال از انقلاب گذشت ! اصلاً لازم نیست مقایسه کنین ایران جوگرفتهی احساساتی رو با آلمان و اروپای سی سال بعد از جنگ دوم که تقریباً اکثرشون دهنشون صاف شده بود و ایران انقلابی ، پیش اونا سلام بود . لامصبا تا کی ؟
چرا فرانسه یهو این همه بارت و سارتر و فوکو و لاکان و استراوس و سوسور – فعلاً اسم همینا رو بلدم - و ........... پیدا کرد و ما ..... خب ستایش کنیم این خرد گاگول رو دیگه .
خدا وکیلی – اگه خوانندهی چپولی هستی خودت به زبان خودت یه قسم تاویل کن – احساسات دیگه خیلی غلامه*، اصن قادره .
*ببینین اینجا غلامه از مفهوم همیشگی خودش که آبشخور منه عدول کرده و در ردیف قادر و قاسم و اینا قرار گرفته . جوابه ؟
امروز یهو یاد روزی که به احمدینژاد رای دادم افتادم – بله ! من هم مرتکب این حماقت شدم ، البته اون روز فکر میکردم کار درستی دارم میکنم . ناخودآگاه بغض گلوم رو گرفت . باز سرخ شدم – نمیدونم این چه مرضییه که وقتی یه نفر علناً دروغ میگه من به جای اون سرخ میشم .
اما بگم من کاملاً جوگیر نشدم اون روز و برای خودم دو سه تا استدلال عمده داشتم . اول اینکه با خودم فکر کردم به هر حال به هر کدوم از این کاندیداها که بخوام رای بدم مطمئناً هیچکدوم دستاوردهای – موکداً فرهنگی منظورمه – خاتمی رو پایمال نخواهد کرد و حتی از طرف مردمی هم مجبور خواهد بود که همون روند رو ادامه بدن . باور کنید فکر نمیکردم یه عقبافتادهای بیاد و اوضاع رو برگردونه به قبل از رفسنجانی (!!!) و مردم هم براشEX بترکونن .
دوم اینکه تو بحثای داغ اون روزا میدیدم به جای نقد و نظر اصولی همه گیر دادن به قیافه و لباس و کلاً ظاهر کریهالمنظر این دجال و رسماً چرت و پرت میگن . این منو تحریک کرد !
این عوامفریب اُمُل کلی شعار داد که من به فلان و بهمان کاری ندارم و میخوام بیام اقتصاد رو درست کنم و ... خب منم هالووو آی هالووو ... تازه میخواستم رفسنجانی (که رحمت خدا بر او با این اوضاع فعلی) هم رای نیاره !
به هر حال من باز هم پای صندوق میرم و امیدوارم بینش خاتمی به تدریج و اینبار بهتر از قبل برگرده ... معلوم نیست تا کی باید واسه اون رای تومون بدم . مرد باید تومون بده دیگه .
همیشه به نزدیکانم گفتم من با تحریم و براندازی و انقلاب دوباره و این چرت و پرتا شدیداً مخالفم . نمیدونم تا کی باید تاوان انقلابها و براندازیها رو داد ؟ تا کی باید این مردم منقلب باشن ؟
مرده شور اون طراحهای تبلیغاتی اصلاحطلبها رو هم ببره که با جلف بازی امثال من حرفهای رو تحریک میکنن و رگ آنارشیستیم رو بیدار .
نزدیک سی سال از انقلاب گذشت ! اصلاً لازم نیست مقایسه کنین ایران جوگرفتهی احساساتی رو با آلمان و اروپای سی سال بعد از جنگ دوم که تقریباً اکثرشون دهنشون صاف شده بود و ایران انقلابی ، پیش اونا سلام بود . لامصبا تا کی ؟
چرا فرانسه یهو این همه بارت و سارتر و فوکو و لاکان و استراوس و سوسور – فعلاً اسم همینا رو بلدم - و ........... پیدا کرد و ما ..... خب ستایش کنیم این خرد گاگول رو دیگه .
خدا وکیلی – اگه خوانندهی چپولی هستی خودت به زبان خودت یه قسم تاویل کن – احساسات دیگه خیلی غلامه*، اصن قادره .
*ببینین اینجا غلامه از مفهوم همیشگی خودش که آبشخور منه عدول کرده و در ردیف قادر و قاسم و اینا قرار گرفته . جوابه ؟
