تبليغاتX
زیرمتن - دست‌های لیز مانلی

زیرمتن

دست‌های لیز مانلی

سفید شدی. سفیدتر از من.

گندمی ِپوستت پریده، ماه‌ماهی. شدی ماهی سفید. حتی سرخ می زنی. ماهی تُنگ شدی انگار. من به تُنگ و ماهی دست نمی‌زنم.

من پری‌-دریایی‌های خیلی واقعی را دوست نداشتم. چندشم می‌شد به فلس‌هایی که بوی زُهم دریا می‌دادند دست بزنم. من دوتا پاهای خودت را می‌خواستم. من لای پاهایت را می‌خواستم. من ران کلفت و دم ماهی را دوست ندارم. از زیر شکم ماهی متنفرم. من ماهی نمی‌خورم.

منفذهای پوستت را نمی‌شد با ذره‌بین هم تماشا کرد. موهای صورتت بدون دکلره، بور خدایی بود. من از منفذهای درشت بیزارم. من به فلس‌های بی‌منفذ حساسیت دارم.

من گوش‌ماهی جمع می‌کنم از کناره‌ی دریا- صدای فشرده‌ی دریا. من توی ساحل مثل احمق‌ها می‌دوم و صدای سرخ‌پوست‌ها را در‌می‌آورم. دسته‌بیلی پیدا می‌کنم و می‌دوم دنبالت. تو هم می‌بینی و فرار می‌کنی. من تُپُلی‌های زیر کمرت را نشانه گرفته‌ام و تو قه‌قهه می‌زنی و جیغ می‌زنی و به سمت دریا می‌دوی. نزدیکی‌هایت که می‌رسم جهت چوب را یک‌هو عوض می‌کنم و می‌ایستم. خم می‌شوم و نفس‌نفس می‌زنم. تو هم می‌ایستی. چوب را کجکی گوشه‌ی لبم نگه می‌دارم و می‌گویم بیا چُپُق دوستی بکشیم.

صدایت نمی‌آید اما من می‌شنوم. صدای تو هم از من بیرون می‌رود. مرا مرتعش می‌کند. چوب را از دستم می‌کشی و دور سرت در هوا می‌چرخانی. یک آن می‌خورد توی سرم.(آخ) دو دستی سرم را می‌چسبم و می‌نشینم. چوب را رها می‌کنی و می‌دوی تا سرم را بخارانی. بار اولی نیست انگار که چوبی را به سرم می‌کوبی. یادم نیست قبلاً کی به سرم زدی اما یادم هست که گفتی "آخ کله‌ت بد-سکتور گرفت". توی آب نشسته‌ام. آب از سرم گذشته. دو دستی داری سرم را می‌مالانی. می‌خواهم بلند شوم اما سرم را فشار می‌دهی داخل آب. تقلا می‌کنم. صورتم را می‌چپانی لای پاهایت.(خفه شدم. بوی ماهی می‌دی) بازوهایم را دورت حلقه می‌کنم. می‌خواهم بلندت کنم. سنگین شدی. زورت زیاد شده. زورم به‌ت نمی‌رسد.

داخلم می‌بری. گوش‌هام هوا می‌کشد. جلویم آب است. آب تیره و سکوت و سکون. نیمی از من بیرون مانده.

دیوارها نم‌ناک‌اند. طبله کرده‌اند. نفسم تمام شد.

مانلی در تو سُر می‌خورم. مانلی در تو می‌ایستم. در تو تلو می‌خورم. مانلی سفید شدم. شاش دارم. می‌شاشم به دریا. نمی‌شود. نمی‌آید. می‌سوزد. من هم فلس دار شدم. توی دست‌هات دارم لیز می‌خورم. آخ سرم. آخ سرم.

جنوب شدم. می‌روم دریا.

+ نوشته شده در  2007/4/12ساعت 21:41  توسط محمد رودگلی  |