تبليغاتX
زیرمتن - میرا

زیرمتن

میرا

نگاه میرا را خیلی دوست دارم، حتی اگر زیر سوال بردن ساخت و هنجارهای جامعه مدرن آن‌قدر هم برای من بدیع و نو نباشد. برای من چه‌طور گفتن و بیان کردن مهم است.

لحن کنایی سراسری و حذف پیچیده‌گی‌ها و بیان ساده‌اش که البته در نتیجه‌ی پیچ-خوردن و چفت‌ و بست شدن فرم و محتواست، آن‌را برایم متمایز و دوست‌داشتنی می‌کند.

در دوران مدرن همه چیز فشرده شد و تقلیل یافت و ساخت‌مند گردید و اضافات و خُرده‌ها کنار رفتند و باقی‌مانده‌ها برجسته شدند و به سرحد شعار و ناکارایی غلتیدند و فرم میرا دقیقاً نشأت گرفته از همین شرایط است. ایجاز و مینی‌مالیزم آن مُخل فهم و انتقال ایده‌اش نگشته و اتفاقاً ابزاری برای القای آن شده است.

شاید بشود گفت کاری‌ست به درستی پُست‌مدرن. به تعریفی مدرن‌تر از آثار مدرن است و جایی در امتداد آن‌ها و متأخرتر از آن‌ها قرار می‌گیرد.

نقطه‌ی پایان دوران مدرن را نشانه گرفته و هستی‌ای به از آن را طلب می‌کند. خلط مبحث، گسست، پیچیده‌نمایی، جای‌گزین کردن متن با حاشیه و پوچی دیگر آثار پُست‌مدرن را ندارد و باز اما پُِست‌مدرن است و این امتیاز آن است- چراکه از جنس زمانه است. چراکه دست‌آوردهای زمانه‌ی مدرن را به سوال و سُخره می‌گیرد و ناکارایی‌اش را.

و چه بسیار آثاری که پایان عشق و انسانیت و روابط آن را فریاد کرده‌اند، اما نگاه بدبین یا تلخ‌شان را بی‌هوده تلف کرده‌اند و صدای‌شان معلق بر فضا مانده و به سرانجامی نرسیده‌. اما در میرا با تمام تلخی‌اش ما پیروزی عشق و انسانیت را در هر شرایطی مشاهده می‌کنیم و می‌پذیریم. شهادت را می‌پذیریم. (من که پذیرفتم)

میرا تنها به هستی-نمایی و نشان‌دادن لنگ‌درهوایی بشر امروز اکتفا نکرده و با بهره‌گیری از تمامیت‌ اجزای سازنده‌‌ی رُمان، خویش‌اش را تکامل بخشیده.

میرا ما را با تقلیلی منجر به اخلال در روحیات انسانی و به موجب آن شیئ-شدن مواجه می‌کند. 

+ نوشته شده در  2007/4/16ساعت 18:0  توسط محمد رودگلی  |