تقویتی
باز پاشو زد به پام . این بار با مکث بیشتری - داغ کردم . گفتم به ریسکش می ارزه ، یا آره یا نه دیگه :
- چه پاهای خوردنی ای داری .
قرار بود باهاش ریاضی کار کنم . اما مسائل به این سادگی ها هم نیست .
- حالا چی کار کنم ؟
- چرا دست مالیش می کنی اینقد ؟ بندازش از پنجره بیرون .
- پس تو بشین بلند بلند از رو اون جزوه بخون ! اه ...
------------------------------------
این هم کلی حالم رو جا آورده ! مرسی و با تشکر از شمیده .