تبليغاتX
زیرمتن - سوژه

زیرمتن

سوژه

sms می زنم : سلام.خوبی؟دلم.برات.تنگ.شده.اگه.می تونی.ding.کن!
یک ساعت بعد : الان می تونیم یه کم با هم حرف بزنیم .
تلفن می کنم :
...
نیمه شب است و چون باباش آشتی کرده و حالا دوباره یک خانواده هستند ، نجوا کنان می گوید :
- ش ش س ش ش س س
- چی ؟
- س س ش س س
- ببخشید . متوجه نمی شم .
- اه ...
گوشی را تقریباً توی دهانش فرو برده ، تکرار می کند :
- با یکی دوست شدم .
- آهان
در همان حال ادامه می دهد :
- اسم اصلی ش با اسم تو یکیه . همکلاسیمه .
- تُپُل م نگرانم کردی . پسر خوبیه ؟ شهرام چی شد ؟ از علی رضا چه خبر ؟
- ازش خبر ندارم از همون موقع ... بابایی ؟
- جانم .
از نقش بابا خسته ام . روی دوشم سنگینی می کند . چرا این ؟
- با شهرام دوست شدم .
- خودم فهمیدم .
- ئه ... الکی نگو از کجا ؟
تلفن را قطع می کنم چون لبریز از سوژه می شوم باز ؛ انگار فلسفه خوانده باشم یا رُمانی از کوندرا .

+ نوشته شده در  2006/5/27ساعت 18:12  توسط محمد رودگلی  |