بابام دربان بود .
وقتی نگهبان شدم بابا گفت :
- عصبی ها و قدیمی ترها رو پیدا کن . حتماً کارت عبور ازشون بخواه - سعی کن قیافه هاشون تو یادت نمونه . اونا صداشون درمیاد - یعنی داری کارتو انجام می دی . با بقیه هم رفیق شو - می فهمی که !
وقتی نگهبان شدم بابا گفت :
- عصبی ها و قدیمی ترها رو پیدا کن . حتماً کارت عبور ازشون بخواه - سعی کن قیافه هاشون تو یادت نمونه . اونا صداشون درمیاد - یعنی داری کارتو انجام می دی . با بقیه هم رفیق شو - می فهمی که !