تبليغاتX
زیرمتن
2006/10/31
And I'm an ape of god(یا)وه که بيداری چه سنگين‌تر بود

جمعه‌ای که داشتیم از شمال برمی‌گشتیم ، زُل زده بودم به منظره‌های زیبای ابری پشت شیشه و به خودم دلداری می‌دادم که : من ببوگلابی نیستم .

بعد فکر کردم : نه بابا من یه جورایی تریپ مسیح برداشتم . آره ! فقط فرقش اینه که وقتی خیلی قشنگ ریده شد به کُل هیکل‌ام نمی‌تونستم رومو بگیرم یه طرف دیگه و بگم بفرمایین این طرفم هم برینین . تنها چاره‌م این بود که دست به سینه و ساکت بشینم و خجالت بکشم . به خودم نهیب بزنم چرا من اینقد کوچولوام که نمی‌تونم جاهای بیشتری از خودمو وقف ترکمون زدن دوستان عزیز به خودم کنم ؟

جاده چالوس به طرف تهران یه طرفه شده بود . دم‌دمای دهانه‌ی تونل سرمو نزدیک پنجره گرفتم سوت بزنم که تاریکی ضمیرم با تاریکی تونل با هم دست دادن و دیدم : همه چیز داره یه طرفه می‌شه !

اه کثافت .

سوت تو گلوم آروق شد .

آخه این چه رفاقتی بود . من فقط حرف از فرهنگ و دم از تمدن می‌زدم و عملاً ابسیدمی احترام برای رفقا قایل نبودم . یه عذرخواهی کوچولو که می‌تونستم بکنم حداقل . همون‌جا تصمیم گرفتم وقتی رسیدیم تهران زودی بیام یه پُست بزنم و توش از همه رفقا عذرخواهی کنم .

اما بشاش تو این حافظه من ، تا امروز که این موزیک In the mood for love رو گوش می‌کردم(رسماً پاره‌ت می‌کنه . مثه خر مریض می‌مونه . هر دفعه گوش می‌دم گریه‌مو درمی‌یاره)یادم افتاد تو جاده هم داشتیم همینو گوش می‌کردیم و بعد نوشته‌ی بالا یادم افتاد .

اینه که حالا از همه‌ی کسایی که نتونستن قشنگ و حرفه‌ای به هیکل‌ام برینن عذر اکید می‌خوام .  

خواهشن برای آمرزش روح‌ام در شاش‌گاه مریلین منسون دعا کنید :

Yesterday I was dirty

Wanted to be pretty

I know now that I'm forever dirt

+ نوشته شده در 6:14 قبل از ظهر توسط محمد رودگلی.
add to any service!